شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

100

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

كنيد از صبرى كه بر آن مىكنند « 99 » . 10 ، 136 - و گفت : حكيم اهتمام « 100 » نفس خود مىخواهد [ 31 - الف ] چنانچه ديگران محافظت بدن مىنمايند . 10 ، 137 - و گفت : نفس ميان نيكان در لذت و نعمت است و ميان بدان با كلفت و الم نديم . 10 ، 138 - و گفت : با همه كس به گشاده‌روئى و تلطف پيش آى نه با گرفتگى و كراهيت « 101 » . 10 ، 139 - و گفت : كسى كه قبول حق كند ، او را « 102 » به دوستى و يارى بگزينيد ؛ و كسى كه ابا از سخن حق كند ، او را دشمن انگاريد . 10 ، 140 - و گفت : سزاوار مردم « 103 » آنست كه بكنند و به عمل آرند آنچه را سزاوار است ، نه آنچه كه مىخواهند و ميل دارند . 10 ، 141 - و گفت : صبر كن و شكيبا باش در مصيبت‌هائى كه از آن كلفت‌كشى و ندامت خورى ، بلكه طلب نماى دوام آن مصيبت را به قدر طاقت خود . 10 ، 142 - و گفت : هرگاه سخن خوبى و بدى بشنوى ، در دل خود بدى مگذران ، ليك نفس خود را از شنيدن آن باز آر . و اگر دروغى بشنوى ، آسان ساز بر نفس خود صبر كن بر آن . 10 ، 143 - و گفت : فكر را پيش از عمل به عمل آريد . 10 ، 144 - و گفت : خير را ناچار است كه ظاهر گردد به كلامى كه مطابق آن باشد ، و به فعل و كردارى كه گواه راستى او گردد .

--> ( 99 ) - د : مىكند . ( 100 ) - د ، ت : حكيم محافظت و اهتمام . ( 101 ) - د : كراهت . ( 102 ) - اساس و س و ت : و گفت با همه كسى كه قبول حق به دوستى . ( 103 ) - د ، ت : سزاوار به مردم .